تحویل سال 1388با شهیدان

بسم رب الشهدا


تيک ... تاک ...
صداي سوت قطار به گوش مي رسد ، پايت را که از قطار مي گذاري بيرون صداي صبحگاه دو کوهه تکانت مي دهد ، حاج احمد سرت داد مي زند : غر زدن موقوف ... بدو برادر ، بدو !
بچه هاي گردان تخريب را مي بيني که از دور نزديک مي شوند ، صداي خنده هاشان وسوسه ات مي کند !
تيک ... تاک ...
راوي مي گويد اينجا نزديک ترين نقطه به کربلاست : شرهاني ... ترکش که مي خورد کنارت خودت را جمع مي کني ، چشم مي دوزي به رو بر ، تانک ها دارند مي آيند ، تو هنوز مستقيم نگاه مي کني ،  فرمانده فرياد مي زند: عقب نشيني ، تو هنوز مستقيم روبرويت را نگاه مي کني ، مي خواهي بولدوزر تفحص پيدايت نکند ،  خمپاره بعدي ... از آن بالا هم به رو برويت نگاه مي کني .
تيک ... تاک ...
اروند آرام است ، گوش مي کني به خروش موج هاي اروند ... طناب را سفت مي چسبي ، دست هايت سر شده اند ، بقل دست ات روي آب شناور مانده ، طناب خيلي سنگين شده ، پاره اش مي کني ، رها مي شوي روي آب ، موج بعدي که مي آيد گم مي شوي ...
تيک ...تاک...
روحاني جوان با آن صداي گيرايش پشت ميکفرون مي گويد : نگاه آخر به طلائيه يادت نره ! ... بر مي گردي ، کاش بر نمي گشتي ، رفيقت روي زمين افتاده ، داد مي زني ، پا مي کوبي ، بايد بروي ، دود نگاهت را قطع مي کند ، بر مي گردي و مي دوي ، پوتين هايت تو را هدايت مي کنند  ، کاش نگاه آخر را نکرده بودي ...
تيک ... تاک ...
با خاک هاي چزابه بازي مي کني ، چقدر گرم اند ... موجي شده اي ! دست هايت را مي گيرند و مي چسبانندت به  زمين ، خاک صورتت را مي سوزاند ، دست و پا مي زني ، داد مي زني ، خودت را رها مي کني و بلند مي شوي ، وقتي دوباره مي نشانندت  يک چيز کم داري ، هنوز دست و پا مي زني ، خاک زير گلويت سرخ مي شود  ...
تيک ... تاک ...
چه خنک است ! رو تانکر آب نوشته به ياد لب هاي تشنه ي عباس ... قمقمه را برمي دارد و مي گيرد طرفت ، به لب هاي ترک خورده اش نگاه مي کني ،  قمقمه را پس مي زني ، لبخند مي زند و برمي گرداند ، سير که مي شوي روي قمقمه را مي خواني ، به ياد لب هاي تشنه ي عباس ...
تيک...تاک...
چشم مي دوزي به آسمان شلمچه، ستاره ها چقدر نزديکند ... اينجا ستاره باران است ، ستاره ها که نزديک مي شوند همه لبخند مي زنند ، معلوم نيست کدام ستاره قسمت تو شود ، نيت مي کني و  يکي را انتخاب مي کني ، چند ثانيه بعد توي قلبت جا خشک مي کند ، گرمايش از گرماي قلب تو که بيشتر نيست ؟
تيک ... تاک ...
بچه ها دور سفره ي هفت سين نشسته اند ،البته هفت تا سين ندارد ، خبري از سماق و سرکه و سکه و اينها نيست ! قرآن کوچکي را گذاشته اند وسط چفيه و سيب کوچکي کنارش ، آينه  کوچک غبار گرفته اي  هم هست . سال با صداي توپ و ترکش تحويل مي شود
تيک ... تاک ...
اينجا هم سال با صداي توپ تحويل مي شود ... ما چي ؟ تحويل مي شويم ؟

يا مقلب القلوب و الابصار
يا مدبر الليل و النهاريا محول الحول و الاحوالحول حالنا الي احسن الحال



ما هم در  روستای مرغملک   سال تحویل را در کنار شهدا  هستیم . یا علی

منبع :جاکفشی                                                                                               نظر یادتون نره

سال نو مبارک


به نام خداوند جان و خرد

در اول این پست را با شعر امام راحل شروع می کنم.

عيد نوروز در شعر امام خمينى(ره)

باد نوروز وزيده است به كوه و صحرا
جامه عيد بپوشند، چه شاه و چه گدا
بلبل باغ جنان را نبود راه به دوست
نازم آن مطرب مجلس كه بود قبله نما
صوفى و عارف از اين باديه دور افتادند
جام مى گير ز مطرب، كه روى سوى صفا
همه در عيد به صحرا و گلستان بروند
من سرمست زميخانه كنم رو به خدا
عيد نوروز مبارك به غنى و درويش
يار دلدار! زبتخانه درى رابگشا
گرمرا ره به در پير خرابات دهى
به سروجان به سويش راه نوردم نه به پا
سالها در صف ارباب عمائم بودم
تا به دلدار رسيدم، نكنم باز خطا

............................................................

يا رب اين عيد همايون چه مبارک عيد است

که بدين واسطه دل دست بتان بوسيده‌ست

گرنه آن ترک سپاهي سر غوغا دارد

پس چرا از گره‌ي زلف زره پوشيده‌ست

شاخي از سرو خرامنده‌ي او شمشادست

عکسي از عارض رخشنده‌ي او خورشيدست

نگه سير بر آن روي نکو نتوان کرد

بس که از خوي بدش چشم دلم ترسيده‌ست

دوش در بزم صفا تنگ دهان تو چه گفت

که از آن خاطر هر تنگ‌دلي رنجيده‌ست

مطرب از گوشه‌ي چشمت چه نوايي سر کرد

که به هر گوشه بسي کشته به خون غلطيده‌ست

تنگ شد در شکرستان دل طوطي گويا

دهن تنگ تو بر تنگ شکر خنديده‌ست

دل يک سلسله ديوانه به خود مي‌پيچد

تا که بر گردنت آن مار سيه پيچيده‌ست

حلقه‌ي زلف تو را دست صبا نگرفته است

ذکر سوداي تو را گوش کسي نشنيده‌ست

با وجود تو نمانده است اميدي ما را

که رخ خوب تو ديباچه‌ي هر اميدست

عيد فرخنده‌ي عشاق به تحقيق تويي

که سحرگه نظرت منظر سلطان ديده‌ست

انبساط دل آفاق ملک ناصر دين

که بساط فلک از بهر نشاطش چيده‌ست

آن که از بخت جوان تا به سر تخت نشست

خاک پايش ز شرف تاج سر جمشيدست

تيغ او روز وغا گردن خصم افکنده‌ست

دست او گاه سخا مخزن زر پاشيده‌ست

آفتاب فلک جود فروغي شاه است

که فروغش به همه روي زمني تابيده‌ست

عيد در فرهنگ اسلامى

به بهانه عيد نوروز و يكصدومين سال تولد حضرت امام خمينى(ره) مطالبى پيرامون موضوع فوق، تقديم خوانندگان گرامى مى شود: واژه «عيد» در اصل از فعل عاد (عود) يعود است و براى آن معانى مختلفى گفته اند: از جمله «خوى گرفته»، «روزفراهم آمدن قوم» و «هر روز كه در آن، انجمن يا تذكار فضيلتمند يا حادثه بزرگى باشد.» گويند از آن رو به اين نام خوانده شده است كه هر سال شادى نوينى باز آرد. [1] و برخى برآن هستند كه اصل واژه «عيد» از «عادت» است. زيرا آنان (قوم) و فاميل و خانواده ها برگرد آمدن دورهم در آن روز عادت كرده‏اند. [2] در لغتنامه تاج العروس درباره عيد آورده است: عيد در نزد عرب، زمانى است كه در آن شاديها و يا اندوه ها، باز مى گردد و تكرار مى شود. [3] و در فرهنگ معين در اين باره آمده است: عيد، روز مباركى است كه در آن مردم جشن مى گيرند و شادى مى كنند و در اين روز به همديگر عيدى مى دهند از قبيل هديه، پول، خلعت. [4]

واژه عيد در قرآن

واژه عيد در قرآن فقط يك بار آمده است. (اللهم انزل علينا مائده من السمإ تكون لنا عيدا لاولنا و آخرنا و آيه منك). [5] خدايا! نازل كن براى ما مائده‏اى از آسمان كه براى اولين و آخرين از ما عيد باشد و نشانه‏اى از تو. در تفسير اين آيه آمده است: عيد در لغت از ماده عود به معنى بازگشت است. به روزهايى كه مشكلات از قوم و جمعيتى برطرف مى شود و بازگشت به پيروزيها و راحتى هاى نخستين مى كنند، عيد گفته مى شود. و در اعياد اسلامى به مناسبت اين كه در پرتو اطاعت يك ماه مبارك رمضان و يا انجام فريضه بزرگ حج، صفا و پاكى فطرى نخستين به روح و جان باز مى گردد و آلودگى ها كه برخلاف فطرت است از ميان مى رود «عيد» گفته شده است و از آنجا كه روز نزول مائده، روز بازگشت به پيروزى و پاكى و ايمان به خدا بوده است؛ حضرت مسيح(ع) آن را «عيد» ناميده است. [6]

عيد از منظر حضرت على(ع)

عيد از نظر على(ع) اين است كه: هر روزى كه در آن روز، معصيت خدا نشود و گناهى انجام نگيرد، آن روز را عيد خوانده است. «كل يوم لا يعصى الله تعالى فيه فهو يوم عيد» و اين فرمايش اميرمومنان(ع) اشاره به اين موضوع دارد كه روز ترك گناه، روز پيروزى و پاكى و بازگشت به فطرت نخستين است. [7] از سويد بن عفله نقل شده است كه گفت: در روز عيد بر اميرالمومنين(ع) وارد شدم و ديدم كه نزد حضرت نان گندم و خطيفه (نان شيرمال) و ملبنه (حلوا شكرى) است. پس به آن حضرت عرض كردم: روز عيد و خطيفه؟! حضرت فرمود: «انما هذا لمن عيد من غفرله»؛ اين عيد كسى است كه آمرزيده شده است. [8] در خبر است: چيزى به رسم هديه نوروزى خدمت اميرالمومنين(ع) تقديم شد، حضرت پرسيد: اين چيست؟ عرض كردند: يا اميرالمومنين! امروز نوروز است. فرمود: هر روز را براى ما نوروز سازيد. [9]

عيد نوروز از منظر امام صادق(ع)

امام صادق(ع) به يكى از اصحابش به نام معلى بن خنيس در باره عيد نوروز فرمود: «ان يوم النيروز هواليوم الذى اخذ فيه النبى(ص) لاميرالمومنين(ع) العهد بغديرخم... و هواليوم الذى ظفرفيه باهل النهروان... و هواليوم الذى يظفرفيه قائمنا اهل البيت» . [10] نوروز، روزى است كه پيامبراكرم (ص) در غديرخم براى ولايت اميرالمومنين(ع) از مردم پيمان گرفت؛ روزى است كه آن حضرت برخوراج نهروان پيروز شد و روزى است كه قائم ما اهل بيت(عليهم السلام) ظهور خواهد كرد.

امام كاظم(ع) و جلوس عيد نوروز

از آنجايى كه عيد نوروز ريشه در سنتهاى ما ايرانى ها دارد و اين موضوع به زمانهاى بسيار دور برمى گردد، پس از اسلام، بنا به نوشته مورخين، با اندك تغييراتى كه در آن به عمل آمده است، تاكنون در بين ايرانيان جاودانه است، بنابراين در صدر اسلام ايرانى هايى كه در مركز خلافت به سر مى بردند، طبق سنت ملى شان به اين عيد پاى بند بودند و هداياى نوروزى را براى سلاطين خود مى بردند. پس ازامويان، عباسيان مورد توجه بعضى از مردم بودند و ايرانى ها با مراجعه به دربار آنها، هدايايى را به آنها تقديم مى كردند. در بحارالانوار روايت ذيل آمده است: «ان المنصور تقدم الى موسى بن جعفر (ع) بالجلوس للتهنيه فى يوم النيروز و قبض ما يحمل اليه...». [11] منصور دومين خليفه عباسى به امام كاظم(ع) پيشنهاد كرد عيد نوروز جلوس نمايد تا مردم نوروز را به او تبريك گويند و هداياى آنها را دريافت نمايد... و امام(ع) با اكراه پذيرفت. بنابراين عيد نوروز مانند بسيارى از سنتهاى ملى كه با شئون اسلامى مخالفتى نداشته است، پس از اسلام درميان ايرانيان باقى مانده است.

نوروز از نظر دانشوران اسلامى

سيدبن طاووس (يكى از دانشمندان بزرگ شيعه است.) كه در باره نوروز مى نويسد: هنگامى كه آغاز آفرينش جهان هستى در مثل چنين روزى است، شايسته است اين روز به عنوان روز عيد و شادى تلقى گردد. ابن فهد حلى در اين زمينه مى نويسد: «يوم النيروز، يوم جليل القدر»، نوروز، روزى گرانمايه و با منزلت است. حضرت امام(ره) به مناسبت عيد نوروز هرسال پيامى داشت و در ديوان شعرش، ابياتى ويژه درباره عيد نوروز سروده است كه در پى خواهد آمد. و مقام معظم رهبرى در پيام نوروزى سال 1369 شمسى فرمودند: «تحويل سال جديد شمسى كه مصادف با نوعى تحول در عالم طبيعت مى باشد، فرصتى است براى اين كه انسان به تحول درونى و به اصلاح امور روحى، معنوى و مادى خود بپردازد، ايجاد تحول كار خداست... اما ما موظفيم كه براى اين تحول در درون خود، در زندگى خود و در جهان اقدام كرده وهمت و تلاش به عمل آوريم.»

سنت هاى نوروزى

يكى از سنت هاى حسنه و با ارزش عيد نوروز كه تا روز سيزده رايج است، ديد و بازديدها است كه ميان فاميل، دوستان انجام مى گيرد و در كتب روايى ما به عنوان «صله رحم»نام برده شده است.البته لازم است، در اين باره به اولويت هايى توجه داشت: 1. ديدار از خانواده شهدا و جانبازان. 2. ديدار از بستگان نزديك. 3. ديدار از دوستان. 4. عيدى دادن مخصوصا به نونهالان. 5. آشتى دادن برادران وخواهران دينى و رفع كدورت از بين آنها.

نوروز


نوروز در گاهشماری هجری خورشیدی با اولین روز از فصل بهار مصادف است

نوروز یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می‌گیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.

فهرست مندرجات

[نهفتن]

[ویرایش] زمان نوروز

جشن نوروز از لحظه اعتدال بهاری آغاز می‌شود. در علم ستاره‌شناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیم‌کره شمالی زمین به لحظه‌ای گفته می‌شود که خورشید از صفحه استوای زمین می گذرد و به سمت شمال آسمان می‌رود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده می‌شود،[۱] و در تقویم هجری خورشیدی با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است. نوروز در تقویم میلادی با ۲۱ یا ۲۲ مارس مطابقت دارد. [۲]

در کشورهای ایران و افغانستان که از تقویم هجری خورشیدی استفاده می‌شود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، تقویم میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته می‌شود و روز آغاز سال محسوب نمی‌شود.[۳]